وداع با آقای شهید ایران

قدس آنلاین- زهرا دلپذیر: بی‌گمان، سعدی، از نامدارترین سخن‌سرایان جهان است که بسیاری از اندیشمندان را به ستایش واداشته است. شاعری که اندیشه‌های نورانی و افسون‌گری های هنری او در سخن، چنان رستاخیزی برپا کرده، که نام او را به عنوان سخنوری توانا و اندیشه‌ورز در سراسر دنیا گسترانیده و بسیاری را به پیروی از خود واداشته است. <BR>

سعدی شیرازی، شاعر ایده آل امرسون آمریکایی
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

رالف والدو امرسون، شاعر، فیلسوف و نویسنده بزرگ و معروف آمریکایی قرن نوزدهم از اندیشمندانی است که به ادبیات فارسی و شاعران فارسی زبان علاقه زیادی داشت؛ به طوری که تا پایان عمر خود 65 شعر فارسی از شاعرانی چون عطار، خیام، حافظ، انوری و خواجوی کرمانی را ترجمه کرد و تعداد زیادی شعر به تقلید از شاعران فارسی سرود، اما - آن طور که خود امرسون می¬گوید- سعدی شیرازی، شاعر و سخن سرای ایده آل وی بود. امرسون، کتاب گلستان را یکی از اناجیل و کتب مقدس دیانتی جهان می‌دانست و معتقد بود که دستورهای اخلاقی آن، قوانین عمومی و بین‌المللی است. وی می¬گوید: «سعدی به زبان همه ملل و اقوام عالم سخن می‌گوید و گفته‌های او مانند هومر، شکسپیر، سروانتس و مونتنی، همیشه تازگی دارد».
سعدیِ امرسون
نخستین کتاب شعر امرسون، دارای شعری طولانی به نام «سعدی» است. توصیفی که امرسون در این شعر، از سعدی ارائه می دهد، کمتر شباهتی به شیخ سعدی دارد و بیشتر شبیه شاعری است که در ذهن امرسون مجسم شده است؛ زیرا هنگام سرودن این شعر، امرسون تنها دوره مقدماتی از تحقیقات خود درباره¬ی شعر فارسی را طی کرده بود. امرسون معتقد بود که شاعر یک نوع پیامبر و شعرش، کتاب مقدس ملت اوست. یعنی اشعار او در جان مردم دمیده شده است. سعدی امرسون مطابق این قالب ترسیم شده است. امرسون می گوید:«در سخن سعدی، خورشید هم طلوع و هم غروب می کند». هسته اصلی پیام امرسون در این شعر این است که شاعر باید از شهرت جهانی بپرهیزد و اگر راه خود را با صدق و ایمان طی کند، مردم خود به پیروی از وی برخواهند خواست. با این که این شعر چندان هم دور از دنیای سعدی نیست ولی در واقع معجون عجیبی است از شرق و غرب و دنیای یونان باستان. سعدی امرسون در این شعر، آدم گوشه نشینی است که از هرگونه رفت و آمدی با مردم پرهیز می کند. این خود مناسب حال و وضع یک صوفی است، ولی شبانی هم هست که گله اش را بر دامن کوهی نگهداری می کند که مشرف بر دریاست، شعرش را همراه با صدای بربط می سراید و از الهه شعر الهام می گیرد. محیط این شعر از هر نظر مطابق محیط شعری یونان باستان است و کمتر شباهتی به دنیای واقعی شیخ شیراز دارد. با این حال، این شعر، یکی از تقلیدهای ساده از ادبیات یونان باستان که قرن ها در ادبیات اروپا رایج بود، نیست. از ابیات نخستین شعر مشخص است که هدف امرسون، جدا کردن خویش از قالب های قدیم یونان است؛ زیرا یکی از محاسن ادبیات شرقی برای امرسون و دیگر شاعران و نویسندگان هم عصر او، ذخایر وسیعی از اساطیر، داستانها و استعاره¬ها است که هیچ ارتباطی با ادبیات یونان و روم نداشت.
پیش گفتار امرسون بر گلستان سعدی
هجده سال بعد از سرودن شعر سعدی، امرسون در سال 1849 میلادی، بر نخستین ترجمه گلستان سعدی در امریکا، پیشگفتاری نوشت که محتوای آن بیانگر پیشرفت بسزای امرسون در رشته سعدی شناسی است. امرسون در بخشی از این مقدمه می نویسد: سعدی در چارچوب تنگ پرده نقاشی خود، جا برای افراطی بودن اکثریت، نقش انگیزه ها، حکومت سرنوشت، درس اخلاقیات و تصاویر مردان بزرگ را دارد. ریشه بسیاری از داستان ها و ضرب المثل هایی که فعلا بر سر زبان هاست و ما آن را به نویسندگان معاصر خود نسبت داده ایم به او برمی گردد.
امرسون سپس تاکید می کند که اگر کسی نتواند قدر سعدی را بشناسد، عیب کار در فهم اوست نه در هنر سعدی. شاعر نماینده ملت خویش و بیش از همه دارای خصوصیات اخلاقی ملت خویش است. در قصاید و غزلیات سعدی اخلاق ملی ایرانیان آشکار می شود. اگر یکنواختی باشد در ذهن ماست؛ ما به دنیای تازه ای با پوشش نو، دین نو و آداب و رسوم نو قدم می گذاریم، دنیایی که در آن انسانها با دیدی وسیع، اخلاقیات و فکر روشن در شیراز به همان راحتی اقامت دارند که ما در نیویورک و لندن زندگی می کنیم. امرسون در بخشی دیگر از مقدمه اش می گوید: گرچه شعر سعدی از نظر غنایی به پایه شعر حافظ نمی رسد ولی بسیار نکته سنج و دارای هوش، عقل سلیم و عدل و منصف است. در او انگیزه تعلیم و تربیت مانند فرنکلین دیده می شود، باید از هر حادثه نتیجه گیری کند. سعدی شاعر دوستی، عشق، گوشه نشینی و آرامش خاطر است. هر صفحه نشانی از مهارت او دارد و بطور چشمگیری، نشان دهنده خوشرویی است. خوشرویی که با آن صفتی هم نام او درست کرده اند. در حقیقت سعدی یعنی خوشبخت. چه فرق عجیبی هست بین بدبینی بایرون و حکمت نیک سعدی!
امرسون ادامه می دهد: سعدی به زبان فارسی تکلم می کند ولی مثل هومر، سروانتس، شکسپیر و مونتنی خطابش به همه ملل است و حرف او دائما، جنبه امروزی دارد.
امرسون در سرانجام ملت ایران را باهنرترین و باادب ترین ملت آسیا می داند و آن ها به ملت فرانسه که در اروپا با فرهنگ و ادبشان شناخته می شدند تشبیه می کند ورفتار شایسته آنها را نتیجه یاری گرفتن از میراث شعرایشان در طی قرون بی شمار می داند.

 

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha